تبليغاتX
کروب رضایی

دوشنبه بیست و پنجم آبان 1388

تاناکورا

خیاط که باشی

شکاف ودرز را می فهمی

تنها وصله ها نمی دانند

چرا کیف مدرسه همیشه تا زانو

پایین است !

نوشته شده توسط کروب در 15:55 |  لینک ثابت   • 

جمعه هشتم آبان 1388

دیالوگ

 

دلم براي ماهي ها مي سوزد

بي صداترين حرفها را مي گويند

اما

طوفاني كه مي شوند

ساحل مي ريزد

 

نوشته شده توسط کروب در 9:8 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه پنجم مهر 1388

انار

 

زندگي پوست تركانده

روي هر درخت

پرنده كه جيك مي زند

دهانش خوني است

 

نوشته شده توسط کروب در 17:15 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه بیست و هشتم مرداد 1388

معادله

1وقتي پدر بازنشسته شد

تنها

نيمكت هاي پارك فهميدند

هر روز چقدر موي سپيد

زير پا لگد مال مي شود

2 نصيحت

شهر پر از هياهوي

سيگارهاي روشن

تو بي آنكه به دستت فكر كني

مواظب باش

خاموش نشوي!

نوشته شده توسط کروب در 22:28 |  لینک ثابت   •